ميرزا محمد حيدر دوغلات
492
تاريخ رشيدى ( فارسي )
جهان تا بود جويد علم الكلام ( 229 پ ) * بماناد اندر جهان والسلام كه نسخهاى در طريق آداب سلطنت به نظم خواهم آورد ! بنابراين سطرى چند در بيان كباير و اقاويل علما و عرفا در آن شرايط سلطنت مرقوم خامهساز مىگردد و اميد از الطاف بىغايت و اعطاف بىنهايت آن حضرت آنكه از عاطفت ملوكانه ، اين تحفه درويشانه را به عين رضا كه پوشنده عيوب و بيننده غيوب است ملحوظ گردانند و بر ذلالت قدم مخلصان و هفوات قلم دعاگويان به موجب « استماع كلام الملهوفين و التجاوز عن تهافتهم من شميم الكاملين » ، رقم عفو ملوكانه كشند . حق سبحانه آن على جود ، ولى سجود جهانگير را از آفات و نكبات زمان و طوارق حدثان مصون و محروس داراد . همواره سمن ايام و ابلق روزگار رام ، به حق النبى و السلام . هميشه آفتاب دولت و سايه سعادت او را بر سر ضعفاى رعين و فقراى خدام درويشان تابنده و پاينده داراد . 553 به حقيقت پادشاه آن است كه بر اين دولت فانى بسند [ ه ] نكند كه اين نوبت است نه دولت . دولت آن است كه توفيق عدل و احسان يابد و به دولت ايمان از اين تيره خاكدان به صدر جنان برسد . اين سخن پايان ندارد باز گرديم به بيان كباير و شرايط سلطنت و غيرها . بدان - سترك اللّه على عباده المقرّبين - كه عظماء ارباب مكاشفه و اساطين مشاهده قاطبه برآنند كه غرض از خلقت بشر ، محبت ربّ العالمين است و هيچ دولتى از آن بزرگتر نيست كه بنده از اين عالم برود و انس و محبت حق سبحانه با خود ببرد و چون زمين دل از خار و خاشاك ذنوب خالى شده قابل آن شود كه تخم محبت حقيقى در او پاشند . پس اسم طالبان وصول به جناب احديت آن است كه به همگى همت على به نهمت 554 به جان كوشند كه دل از خار و خاشاك ذنوب پاك شود ( 230 ر ) و تخم محبت حقيقى را به آب رياضات و مجاهدات بر قانون سينه برگزيدگان - قدّس اللّه ارواحهم - سيراب دارند تا در ترقى پروريده شده به مرتبه عشق رسد و هرچه غير معشوق است جمله سوخته گردد .